چگونگی تأسیس اولین سالن سینما و ساخت فیلم ایرانی؟

چگونگی

 

 

گسترش سینما، ساخت سینما ،گسترش سینما داری در ایران 4سال پس از تأسیس اولین سالن سینما در جهان انجام شد.

اولین سالن های سینما برای عموم در ایران با فاصله کمی پس از نمایش فیلم های سینمائی در دربار ایجاد شد. نمایش فیلم برای عموم مردم ابتدا از تهران و چند شهر متجدد دیگر، توسط مهاجران قفقازی، ارمنیان و ایرانیان از اروپا برگشته همزمان با انقلاب مشروطیت شروع شد. مظفرالدین قاجار درست دوسال پیش از صدور فرمان مشروطیت دستور ساخت اولین سینما را می دهد و برمبنای دستور او، اولین سینما در ماه رمضان سال 1283 هجری شمسی توسط شخصی به نام ابراهیم خان صحاف باشی در اول خیابان چراغ گاز تهران افتتاح شد.

صحاف باشی شخصی مشروطه خواه بود که دور دنیا را گشته و در سفرهای طولانی خود به فرنگ با صنعت سینما آشنا شده بود. عمر سینمای ابراهیم خان تنها به اندازه یک ماه رمضان بود و در پایان ماه به دستور دربار تعطیل شد چراکه پس از آنکه سینمای صحاف باشی کار خود را شروع کرد، غوغایی برپا شد و بسیاری از افراد گفتند روی دیوار عکس زن های بی حجاب را نمایش می دهد. از طرف دیگرفضای عمومی دارای منزلت در ایران سنتی مردانه بود، زنان به اندرونی تعلق داشتند و نشان دادن آنچه به اندرونی مربوط می شد در میان عموم، کاری غیرقابل تصور بود.  گروهی از مردم با بدگویی از سینما و بی‌دین دانستن آن باعث می‌شوند شیخ‌فضل‌الله نوری به تكفیر سینما بپردازد . به هرحال خبر این نارضایتی ها به گوش مظفرالدین شاه رسید و او هم فورا دستور تعطیلی سینما را داد و به همین دلیل صحاف‌باشی سینمایش را تعطیل می‌كند. و پس از آن هم صحاف‌باشی پروژكتور نمایش فیلم خود را به اردشیرخان فروخت.

 

با گذشت مدت زمانی از تعطیل شدن سینما ی صحاف باشی، مهدی روسی خان از خدمه های دربار، نمایش فیلم برای خاندان سلطنت و اشخاص معتبر پایتخت را در عکاسخانه خود در خیابان علاء الدوله (فردوسی فعلی) تهران شروع کرد. استقبال مردم به حدی بود که پس از گذشت یک ماه، مغازه خیاطی کنار مغازه خود را اجاره کرد و با گذاشتن چندین نیمکت، به عنوان صندلی سینما، یک سالن سینمائی تأسیس کرد. جالب است بدانید که پس از تأسیس اولین سالن سینما در ایران، نمایش های بعدی به ترتیب در قهوه خانه زرگرآباد در خیابان چراغ گاز توسط آقایوف، حیاط مدرسه دارالفنون توسط روسی خان و در نهایت کافه ای به نام بولوارد در باغی در خیابان لاله زار بود که در این کافه با خرید یک ژتون مشتری ها می توانستند بر روی نیمکت ها که در واقع همهان صندلی سینمایی تلقی میشد، علاوه بر دیدن فیلم یک بستنی یا فالوده هم بطور رایگان میل کنند.

 استقبال بسیار خوب مردم پایتخت باعث شد که خیلی زود سالن های مستقل سینما افتتاح شوند. اولین سالن مجهز سینما فاروس بود که تعداد صندلی سینمائی هایش را بین 300 تا 500 عدد گفته اند و همچنین این سالن دستگاه مولد برق، پنکه، رستوران و بوفه داشت. در آن زمان استقبال مردم از سالن سینما بقدری زیاد بود که سالنهایی به عنوان سالن تئاتر نیز به کار نمایش فیلم پرداختند و پس از آن، سالن های نمایشی که در تهران یا شهرستان ها تأسیس می شد، معمولا هم سن و هم پرده پارچه ای داشت و به  عنوان سالن سینما، سالن تئاتر یا همان سالن آمفی تئاتر مشغول به کار شدند. با وجود تمام هیاهوهای مردم اما سینماها از لحاظ امکانات مشکلات بسیاری داشتند. آتش سوزی در سینماها امری عادی بود وهمچنین سینماهایی وجود داشت که به جای صندلی سینما از نیمکت یا قوطی حلبی استفاده می کردند که هیچکدام راحتی صندلی های سینمائی را نداشتند.

 افتتاح سالن های سینما در شهرهای بزرگ خیلی دیرتر از تهران اتفاق نیفتاد. سالن سینما در تبریز و رشت همزمان با تهران سالن سینما تأسیس شد. در بوشهر از سال 1293 سالن سینمایی دایر شد که صاحب آن فیلم هایش را مستقیما از هندوستان وارد می کرد. در مشهد نیز اولین سالن سینما در همان سال 1293 افتتاح شد که فیلم هایش را روس ها تأمین می کرد و یک روز در میان گرووه موزیک نظامی روسی یا ایرانی همراه فیلم موزیک می زندند البته این سالن، صندلی سینمایی نداشت و تماشاگران ایستاده فیلم می دیدند. ناگفته نماند که سینماها در آن دوره فقط مرکز نمایش فیلم نبودند، بلکه در واقع پردیس هایی بودند که علاوه بر نمایش فیلم برنامه های متنوع دیگری هم داشتند. برنامه هایی مانند عملیات شعبده بازی، عملیات آکروباتیک، اجرای موسیقی توسط ارکستر های نظامی و حتی آتش بازی در این پردیس ها انجام می شد.

  مردم کنجکاو بودند سرنوشت جنگ را بدانند

 نخستین فیلم هایی که در سینماها نمایش داده می شدند، فیلم های خبری و مستند بودند. برنامه اولین سالن سینما فیلم های خبری مربوط به جنگ های روس و ژاپن بود. جنگ جهانی اول درست ده سال بعد از افتتاح اولین مکان نمایش فیلم شروع شد به همین دلیل فیلم های خبری مربوط به جنگ به بخش اصلی برنامه سینماها تبدیل شد. در آن دوره از تاریخ، مردم کنجکاو بودند روی صندلی سینما بنشینند و سرنوشت جنگ و حتی شیوه های جنگ مدرن و ابزارهای جدید را ببینند البته در میان این مستندها و فیلم های جنگی، گاه فیلم های داستانی درام نیز در سینما نمایش داده می شد. کم کم با به پایان رسیدن جنگ و رونق گرفتن تولید فیلم در اروپا و آمریکا، فیلم های داستانی بخصوص سریال های اکشن یا ملودرام جای فیلم های مستند جنگی را گرفتند.

 چگونه پای زنان به سینما باز شد؟

 در این دوره هنوز عمده مخاطبان سینما از طبقات بالای جامعه یعنی اشراف اعیان زمین دار و بازرگانان و دولتیان بودند. البته برای جلب طبقات معمولی به سینماها هم کوشش هایی انجام شد. نمایش فیلم برای دانش آموزان مدارس با بهای ارزان و همینطور اختصاص یافتن سینما برای زنان از جمله این فعالیت ها بود. یکی از مسائلی که جامعه ایرانی در آغاز کار سالن های سینما با آن روبه رو شد، چگونگی حضور زنان در سالن سینما بود. اولین سالن های عمومی نمایش فیلم مردانه بود اما زنان با شنیدن وصف فیلم های سینمایی به حضور در این سالن ها علاقمند شدند و از سوی دیگر صاحبان سینماها متوجه شدند که بدون حضور زنان در این سالن ها کسب و کارشان پر رونق نخواهد شد. خان بابا معتضدی از سال 1295 هفته ای یکی دوبار مجالس نمایش فیلم برای بانوان برگزار می کرد. استقبال زنان از این نمایش منجر به تأسیس یک سینمای ویژه بانوان در خیابان علاء الدوله (فردوسی فعلی) به نام خورشید شد که این سینما پس از یکسال به دلیل نداشتن فیلم تعطیل شد.

  خواندن میان نویس ها با صدای بلند ممنوع شد!

 از دوره رضاشاه به بعد فیلم های داستانی صامت که اغلب حادثه ای و اکشن بودند، رایج شد. بسیاری از این فیلم ها به صورت سریال و چند قسمتی با اصالتی آمریکایی، انگلیسی، فرانسوی یا آلمانی بودند. تارزان، دزد بغداد و اولیس بعضی از شخصیت های محبوب فیلم های آن دوره بودند. بعضی فیلم ها در این دوره از تاریخ برای انتقال داستان علاوه بر تصویر نیازمند توضیح نیز بودند بنابراین میان نویس های مفصلی داشتند. میان نویس ها به زبان خارجی بود مردم زبان خارجی را بلد نبودند به همین دلیل در آغاز، مترجمی در سینما به کار اشتغال داشت که با صدای بلند ترجمه میان نویس ها را برای مردم می خواند و اغلب چیزهایی از خود هم به محتوای فیلم می افزود! خلاصه در سال 1309 سینماداران به این فکر افتادند که متن میان نویس ها را به زبان فارسی ترجمه کنند اما این ابتکار هم تأثیر چندانی نداشت چرا که اغلب تماشاگران بی سواد بودند. حالا افراد باسواد لابلای مردم وبر روی صندلی سینمایی می نشستندو متن میان نویس ها را برای مردم می خواندند که نتیجه این کار تنها افزایش تعداد مفسران و ایجاد مزاحمت برای تماشاگران بود. در نهایت در سال 1315 خواندن میان نویس با صدای بلند در سینماها ممنوع شد!

  اولین فیلم ایرانی چه نام داشت؟

 اولین فیلم ایرانی بنام آبی و رابی که یک کمدی صامت است، در سال 1309 بر پرده سینما آمد اما نسبت به کمدی های اروپایی جلب توجه نمی کرد. به نظر می رسد سرنوشت فیلم ایرانی با سرنوشت فیلم ناطق به هم گره خورده است چرا که به هرحال یک مزیت مهم فیلم ایرانی سخن گفتن به زبان فارسی است. اتفاق مهم دیگری که در این دوره افتاد، ورود فیلم ناطق به ایران است. پیش از نمایش اولین فیلم ناطق درتهران سینماگران اصطلاح فیلم صدا دار را برای اینگونه فیلم ها به کار می بردند که دارای موسیقی و صوت سینمایی (صدای صحنه ضبط شده) روی صفحات گرامافون بودند. در نهایت اولین فیلم ناطق واقعی در سینمای جدید التأسیس پالاس در تهران به روی پرده سینما می رود اما نتیجه ناامید کننده است چرا که فیلم به زبان انگلیسی ساخته شده و تماشاگران ایرانی در فیلم ناطق چیز جذابی نمی یابند.

  نمایش اولین فیلم ناطق ایرانی

 زمان زیادی لازم نبود تا تماشاگر ایرانی معنای واقعی فیلم ناطق را بفهمد و فیلم و سینما در ذهن او معنا و منزلت جدیدی پیدا کند. سیزدهم آبان سال 1312 سینما مایاک به مناسبت افتتاح مجدد خود، پس از نمایش چند فیلم مستند صامت از وقایع مهم سیاسی آن سال ها، یک فیلم مستند ناطق از مراسم یازدهمین سالگرد جمهوری ترکیه نمایش می دهد. در این فیلم فروغی نخست وزیر به زبان فارسی صحبت می کند و برای اولین بار تماشاگران همزمان با نشسین روی صندلی سینما تمام حرف های او را می فهمند و این موضوع هیجان فوق العاده ای در میان آنها بوجود آورد. دقیقا هجده روز پس از نمایش صحبت های فروغی، فیلم دختر لر ساخته اردشیر ایرانی و عبدالحسین سپنتا در هندوستان است به عنوان اولین فیلم ناطق ایرانی روی پرده سینما نمایش داده می شود. هرچند که فیلم دختر لر در هندوستان ساخته شده اما بازیگران، کارگردان و داستان همه ایرانی هستند. این فیلم در تهران طی 2 سال 1312 و 1313 بطور کلی 150 روز بر پرده ماند و در تمام مدت پرفروش بود. علاوه بر سخن گفتن به زبان فارسی فیلم دختر لر موزیکال هم بود و تماشاگران برای اولین بار نوای آشنای موسیقی سرزمین خود را روی صندلی سینمای شنیدند و از شادی و شعف سرشار می شدند. پس از گذشت مدت زمانی به دنبال موفقیت دختر لر سپنتا 4 فیلم ناطق و موزیکال دیگر در هندوستان ساخت و در سینماهای ایران روی پرده اکران نمایش داد. علاوه بر فیلم های سپنتا، 4 فیلم صامت ایرانی دیگر نیز در فاصله سال های 1309 تا 1316 تولید شد که تعداد کل فیلم های سینمایی ایرانی تولید شده در این دوره به 9 رسید.