از بهترین های دنیا هستیم

از بهترین های دنیا هستیم

آقای رضایی، فعالیت مجموعه شما از کجا آغاز شد و شکل گرفت؟

این مجموعه در واقع از سال 45 ثبت و راه اندازی شد؛ اگرچه پدرم به عنوان موسس آن از سالهای 42 و 43 وارد این صنعت شده بود. در آن زمان صندلی های سینما در ایران ساخته نمی شد و بیشتر از شرکت های غربی امریکایی و اغلب از انگلستان وارد می شد و خود آنها هم نصب آن را به عهده می گرفتند. در همان زمان پدرم در یک کارخانه بزرگ مبل و صندلی کار می کرد که به دلیل شهرت و اعتباری که آن کارخانه داشت؛ شخصی برای نصب تعدادی صندلی که خودش وارد کرده بود به آنجا مراجعه می کند. موضوع بررسی می شود و سرانجام پدرم کار نصب آن صندلی ها را البته با سختی زیاد به انجام می رساند.

به خاطر دارم پدرم که سینما را هم خیلی دوست داشت؛ از آن روز نقل می کرد که بعد از نصب آن صندلی ها نگاهی به آنها انداخته و با خودش گفته بود: «به این می گویند شغل !».

بعد از این تجربه اول، آنها کم کم سفارش های نصب دیگری هم دریافت می کنند تا سرانجام کسی پیدا می شود که به آنها پیشنهاد ساخت همان نوع صندلی ها را می دهد. آنها هم می پذیرند و سرانجام موفق به تولید چیزی حدود 200 تا 300 صندلی مشابه نمونه های خارجی می شوند که خودشان هم آن را در سالن نصب می کنند.

این روند رفته رفته ادامه پیدا می کند و همکاری پدرم با آن کارخانه به تدریج گسترش می یابد تا این که مشکلاتی به وجود می آید که موجب اختلال در این همکاری می شود.

 

چه مشکلاتی؟

برای مثال به خاطر دارم که پدرم می گفت صاحبان سینما در آن زمان افراد متمولی بودند که اغلب به دربار هم وصل بودند و بنابراین خیلی پیش می آمد که از جایگاه و نفوذ خود سوءاستفاده می کردند و پولی بابت کارشان نمی پرداختند که در این زمینه کاری هم نمی شد کرد. همین مسئله سرانجام موجب شد که صاحب کارخانه مذکور از ادامه این کار منصرف شود؛ اما پدرم به علت علاقه ای که داشت، مستقلا به این کار ادامه داد که البته تا مدت 6 ماه به صورت شراکتی  با مدیر همان کارخانه بود؛ اما در نهایت، این شراکت در اواخر خرداد سال 46 خاتمه یافت و پدرم شرکت "رض کو" را به نام خودش ثبت و تاسیس کرد.

به هر صورت در مورد پدرم می توانم صادقانه بگویم که او پدر صندلی سینمای ایران است و تا سال 57 که در قید حیات بود نیز به این کار ادامه داد؛ اگرچه این فعالیت پس از انقلاب تاکنون همواره با فراز و نشیب های زیادی همراه بوده است.

 

اگر ممکن است به گوشه ای از این فراز و نشیب ها اشاره کنید.

همانطور که می دانید در روزهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب متاسفانه به علت دید بدی که نسبت به سینماها در رژیم گذشته وجود داشت بسیاری از سینماها به آتش کشیده شد تا این که امام خمینی (ره) طی یک سخنرانی اشاره به این کرد که سینما در ذات خودش بد نیست و در صورت پخش فیلم های خوب حتی می تواند مفید هم واقع شود. پس از این سخنرانی بود که آن روند تغییر کرد، اما خیلی زود کشور درگیر جنگ تحمیلی شد واقعیت این است که در دوران جنگ مسائل مهمتری مطرح می شود. به همین دلیل یک دوره رکود در سینما ایجاد شد که کم کم با پیروزی های ایران در جنگ و مسلط شدن بر شرایط سینما توانست مجددا خود را پیدا کند از سوی دیگر، حدود سال 62 به تدریج نیاز به ساخت سالن های همایش و کنفرانس برای اتمام سخنرانی ها در کشور به وجود آمد که در مسیر فعالیت، نیز تاثیر گذاشت و ما درباره فعالیت خود را با رویکرد ساخت سالن های سخنرانی از سر گرفتیم.

پس از پایان جنگ و فرا رسیدن دوران سازندگی که طرح نظرات تمام تشکل ها و شخصیت ها را می طلبید موجب رونق قابل توجهی در ساخت سالن های سخنرانی و همایش شد تا سال 78 که پدرم به رحمت خدا رفت و من که به عنوان مدیر تولید کارخانه در کنار ایشان بودم با مسئولیت اداره این مجموعه را به عهده گرفتم.

 

ظاهرا چنان که پیداست روند فعالیت شرکت طی این سالها تغییرات چشمگیری داشته و توسعه زیادی پیدا کرده است؟

بله، آن داستان قدیمی که از نصب و ساخت صندلی های سینما آغاز شد در حال حاضر به مرحله ای رسیده که، پس از اجرای مرحله فونداسیون پروژه ها وارد می شویم و کلیه مراحل طراحی و اجرای سالن را تا پایان انجام می دهیم به خصوص در مورد سالن های سینما که مهمترین عنصرش مسئله ایزولاسیون صداست و این مسئله وقتی چند سالن در مجاور هم ساخته می شوند حاکمیت بیشتری پیدا می کند چون مطلقا نباید صدا از یک سالن به سالن دیگر وارد شود. ضمن این که بحث آکوستیک صدا نیز مطرح است.

 

در مقایسه با تجربه های دنیا، سطح سالن های ما را در ایران چگونه ارزیابی می کنید؟

باید بگویم من حدود 70 درصد از رقبای جهانی صنف مان را در دنیا از نزدیک دیدم و از کارخانه هایشان بازدید کردم و همین طور با شرکت های داخلی آشنایی و ارتباط نزدیکی دارم.

بر همین اساس من فکر می کنم سالن های آمفی تئاتر در ایران از آن دسته سالن هایی هستند که در دنیا خاص است. مثل فرش، پسته و زعفران ما. البته این احساس شخصی من است و نمی خواهم ادعا کنم که ما بهترین سالن های آمفی تئاتر جهان را ساخته ایم اما به جرات می توانم بگویم جزو بهترین های دنیا هستیم.

اما مشکل عمده سالن های آمفی تئاتر ما، چند منظوره بودن آن هاست و ما همیشه از این بابت با کارفرماها مشکل داریم. بیشتر آن ها چه دولتی و چه خصوصی، توقع دارند بابت هزینه ای که می کنند بتوانند از یک سالن در مناسبت ها و شرایط گوناگون گاهی به عنوان سیما، گاهی به عنوان تئاتر، گاهی برای سخنرانی و گاهی برای جشن استفاده کنند.

این نگاه چند منظوره از یک سو ما را با مهارت های گوناگون آشنا کرده یعنی ما تخصص همه سازنده های دنیا را در این رشته داریم، اما هیچکدام از سالن های ما در سطح کیفی و استانداردهای خارجی نیست. چون در دنیا سالنی با تمام این کاربری ها نداریم.

مشکل از اینجاست که ادبیات هر کدام از این کاربری ها متفاوت است، برای مثال در تئاتر تمام بدنه سالن باید صدا را منعکس کند چون میکروفونی در کار نیست اما در سالن سینما دیوارها باید جاذب صدا باشند.

حالا تصور کنید ما در ایران سالن هایی داریم که دور تا دورشان بلندگو نصب شده برای سینما ولی در آن ها تئاتر هم اجرا می شود، تعدادی جک هم برای نصب ادوات موسیقی تعبیه شده و در ضمن سیستم ترجمه برای کنفرانس های بین المللی هم دارد و در نهایت برای سخنرانی و رای گیری هم باید قابل استفاده باشد. این موضوع کار ما را پیچیده کرده و اصطلاحا ما را در این حرفه آچار فرانسه کرده، اما در بعضی جاها به اجبار آن استانداردهای لازمه بدست نمی آید. البته اخیرا می بینیم که نگاه کارفرماها در حال تغییر است و سینماها و سالن های آمفی تئاتر خوبی با دید کاملا تخصصی در حال ساخت در کشور است و خود ما نیز چنین پروژه هایی در دست ساخت داریم.

 

در مجموع آینده این صنعت را در کشور چگونه می بینید؟

من احساس می کنم مشکلاتی که امروز در جامعه ما به دلیل تحریم ها و بحران های اقتصادی به وجود آمده زودگذر است و وقتی برطرف شود ما حرف های زیادی برای گفتن به دنیا خواهیم داشت. البته من ذاتا آدم خوشبینی هستم ولی به هر حال احساس و برداشت من این است.

من فکر می کنم تا کمتر از 5 سال آینده در ایران دیگر سالن های چندمنظوره ساخته نخواهد شد؛ چون ما اگر بخواهیم پیشرفت کنیم راهی نداریم جز بکارگیری آخرین استانداردهای دنیا در کشور.

در مجموع می توانم بگویم در این کشور شاید یک یا دو آیتم باقی مانده که برای رسیدن به آن هنوز نیاز به زمان و سرمایه گذاری باشد. اما باقی موارد قابل دسترس و اگر در این کار همت کنیم می توانیم بیش از 90 درصد مواد و تجهیزات آن را در ایران تولید کنیم و به مرحله طراحی و اجرا برسانیم.